درد دل 5
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 19:12
سلام..... چند روز بود نتونستم به وبم سر بزنم..دلم واس نوشتن تنگ شده بود.. وقتی مینویسم انگار با یه آدم حرف میزنم..موقع نوشتنم میخندم..گریه میکنم..ناراحت میشم یا خوشحال.. روزهای برفی هم تموم شد..الان دیگه آسمون شفاف شده..انگار واقعا بهار نزدیکه بهار ؟ عید؟ یه موقعی وقتی اسم عید می اومد خوشحال میشدم.....
درد دل 6
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 19:12
سلام... آدم گاهی اوقات تو زندگیش به چیزهایی برخورد میکنه که شبیه یه معجزه اس.. میتونم بگم یه معجزه هم تو زندگی من اتفاق افتاد..که منو نجات داد اما با اینکه بازم خدا منو دوست داشت و بهم فرصت داد دوباره خوب زندگی کنم.. اما هنوزم نتونستم خودمو ببخشم بخاطر اون اشتباه بزرگ.. چون تو این آتیش نه تنها خودم ...
درد دل 7
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 19:12
سلام.. داشتن کلاس تو پنجشنبه خودش یه نعمته،شاید فقط واس من لذت بخش باشه.. چون دلگیره وقتی تنها باشی.. پنج شنبه خیلی روز خوبی بود..بعد از کلاس با دوستام بودم و این برای من لذت بخش بود.. و من باز به این جمله رسیدم که خوشی ها پایان پذیرند ..اونم خیلی زود.. بودن توی یه جمع صمیمی غمو ازم دور میکنه انگار ...
درد دل 8
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 19:12
سلام . . بعضی از حرفها رو نمیشه زد..بعضی از حس هارو نمیشه پنهان کرد.. بعضی از کارها رو نمیشه ندیده گرفت.. این بعضی ها گاهی میتونه خیلی عمیق باشه..جوری که میتونه تو عمق وجودت نفوذ کنه و از درون نابودت کنه .. دلم چند روزه پُره..اما خب این پُر بودن همیشگیه اما خب بخاطر مسائلی چند روزه ،حس و حال نداره ا...
رفتن
-
تاریخ: 1396/6/27 ساعت: 19:12
گاهی اوقات رفتن آنقدر هم که میگویند بد نیست آدمها تا خودشان تجریه نکند نمیفهمند از دست دادن یا برعکس به دست آوردن چه لذتی دارد رفتن از دنیای کسی رفتن به دنیای کسی همه بستگی به این دارد که تو چطور با واقعیتها کنار بیایی چطور بد و خوب را از هم سوا کنی تصمیمهای بزرگ حاصل تجربه های عمیق است وقتی رفتی و ...
به خودم بدهکارم..
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
یک وقتهایی دستش را میگیری به اجبار مینِشانی اش روی صندلیروبرویتمستقیم به چشمهایش نگاه میکنی او بی هیچ حسی زُل زده به تو تو اما کلافه ای خسته ای عصبانی منتظری منتظری که بگوید .. که خلاص شود از این نگفتنها ازین خودخوری کردن و جیک نزدنها.. آرام دستت را روی دستهای ِ گرمش میگذاری.. اندگی تعجب نگاهت را در...
خودِ پاییز..
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
اینبار زنی از جنسِ پاییز احساسی چون برگریزانفرو میریزند از پسِ این سالهایِ بی ابری اینبار نگینی از خودِ پاییز نگاهش نکنی فرو میریزد و شاید محال باشد دوباره جوانه زدن.. ✏negin برچسبها: دلنوشته , من , تنهایی , زن پاییزی , پاییز
امام حسینم
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
سلام آقای خوبیها سلام امام حسینم باز هم تمام عالم سیاه پوش شده
تولدمه..
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
+بغضی که نشسته کنج گلوم تو روزهایی که دلم سیاه پوشِ شاید یه لبخند کفایت کنه تا بخوام بگم ... تولدمه... 29/7/94 7 محرم 1437 Negin
روزمرگی1
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
مُفردِ او 1
-
تاریخ: 1396/5/31 ساعت: 20:51
حرفاش که تموم شد یه نفس آروم کشید حتی موقع چت کردنم حال بدشُ حس میکردم مونده بودم چی بگم بهش که به حالش بیاد..که حرف یاوه نگفته باشم.. دستم رو صفحه کیبورد بالا پایین میشد ولی دریغ از نوشتن. فکر کرد خسته شدم از حرفاش، از بالا پایین کردن جمله هاش، نمی دونست دردش اومده رو شونه های من.. دارم زور میزنم ک...